گزیده ای از سیره اخلاقی امام رضا (ع)

به مناسبت سالگرد شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) شمه ای از سیره اخلاقی آن حضرت (ع) بیان میگردد.

اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه‌السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بی‌مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانت‌داران و وارثان اسرار آن به شمار می‌رفت. از ابراهیم بن عباس صولی  از اصحاب آن حضرت نقل شده، كه گفته است:

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.

هرگز درخواست كسی را ،كه  قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی‌كردند.

هرگز در برابر همنشین تكیه نمی‌كردند.

هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.

هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.

هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خنده‌اش تبسم بود.

 تا آنجاكه می‌گوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.(محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، 1371، ص 90 -91، علی بن عیسی الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 156 – 157).

 

سخاوت

از اصول اخلاقی كه در زندگی همه‌ی امامان فراوان دیده شده است جود و سخاوت است. سخاوت در مقابل بخل قرار دارد، یعنی انسان از امكانات مادی و معنوی كه در اختیارش وجود دارد فقط خودش استفاده نكند بلكه با بخشش به دیگران قسمتی از مشكلات آنها را حل كند و دیگران را از نعمت‌هایی كه خداوند به او داده، چه نعمت مادی و چه نعمت‌های معنوی مانند علم برخوردار كند.(محمد محمدی اشتهاردی، اصول اخلاقی امامان، ص 53.)

سخاوت از «سخاء» گرفته شده است و «سخا النار و یسخوها»، یعنی این كه اگر خاكستر آتش را از آتش پاك كنیم، بهتر می‌سوزد و روشنایی‌اش بیشتر می‌شود،‌ بنابراین تعریف سخاوت كه از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم كردن كانون خانواده‌های بینوایان می‌شود.(همان، ص 54)

شاید بهترین تعریف درباره سخاوت بیان امام رضا علیه السلام باشد كه فرمودند:

«السخی یاكل من طعام الناس لیاكلوا من طعامه و البخیل لایاكل من طعام الناس لئلا یاكلوا من طعامه»؛  انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند.»(محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 49، ص 102)

 

 در بررسی سیره امام رضا علیه السلام ویژگی بذل و بخشش بسیار به چشم می‌خورد. ایشان بسیار صدقه پنهانی می‌دادند و اموال خویش را بین نیازمندان تقسیم می‌نمودند. روایت شده كه ایشان یك سال تمام ثروت خود را در روز عرفه بین نیازمندان تقسیم كردند. فردی به ایشان گفت: این گونه بخشش، ضرر است. حضرت فرمودند: این گونه بخشش ضرر و زیان نیست بلكه غنیمت است، هرگز چیزی را كه به وسیله آن طلب اجر و كرامت می‌كنید، غرامت و ضرر به شما نیاور.(محمد امین، سیره معصومان، ص150)

گزارش شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می‌كردند كاسه‌ای نزدیك ایشان قرار می‌دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را برمی‌داشتند و در آن كاسه می‌ریختند و دستور می‌دادند آن را بین فقرا تقسیم كنند. بعداً می‌فرمودند:

"فلا اقتحم العقبه(سوره بلد، آیه 11)؛ باز هم به عقبه تكلیف تن در نداد ."

و می‌فرمودند: خداوند می‌داند كه همه مردم قدرت این را ندارند كه بنده آزاد كنند برای آنها راه دیگری قرار داده، و آن غذا دادن به فقرا است.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 49، ص97)

شیوه امام علیه السلام در بخشش طوری بود كه حتی كسی كه مورد جود امام رضا علیه السلام قرار می‌گرفت، ذره‌ای احساس شرمندگی نكند. نقل شده كه ایشان در مجلسی با یاران خود مشغول صحبت كردن بودند، جمعیت زیادی در آن مجلس حضور داشتند كه ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به حضرت سلام كرد و گفت: من مردی از دوستان پدران و نیاكان شما هستم. از حج برمی‌گشتم كه خرجی خود را گم كردم، ‌اگر شما به من كمك نمائید تا به وطنم برسم پولی كه شما به من می‌دهی، از طرفتان صدقه خواهم داد. حضرت فرمودند: بنشین. بعد از مدتی كه جمعیت پراكنده شدند و جز عده‌ی كمی باقی نماندند امام به اتاقشان می‌روند و بعد از مدت كمی بازگشتند و دستشان را از بالای در بیرون آوردند و پرسیدند آن مرد كجاست؟ مرد جواب داد من در حضور شما هستم. ایشان فرمودند: این دویست اشرفی را بگیر و خرج كن، لزومی ندارد كه از طرف من صدقه بدهی از نزد من خارج شو تا ترا نبینم و تو نیز مرا نبینی. بعد از رفتن آن مرد، فردی كه در آنجا حضور داشت به امام رضا علیه السلام عرض كرد: شما نسبت به این شخص احسان و بخشش نمودید. علت این كه فرمودید تا شما او را نبینید و او شما را نبیند چیست؟ ایشان فرمودند: از ترس این كه مبادا شرمندگی در صورت او ببینم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله) شنیده‌اید كه فرمودند: حسنه مخفیانه با هزار حج برابر است.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 49، ص101 -100) این عمل امام (علیه السلام) ما را متوجه مطلبی می‌كند و آن این كه اگر انسان وقتی چیزی به بینوایی یا سائلی می‌دهد بخشش نیست بلكه شكر نعمتی است كه خداوند به او داده است. انسان تا موقعی كه حقوق واجبش را نپرداخته در خطر  بزرگی قرار دارد بخشش امام به خاطر دوستی كردن با دیگران نیست بلكه به خاطر شكر كردن نعمت‌های خداوند است كه به ایشان داده است.

همچنین نقل شده است شخصی به حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام گفت: به قدر جوانمردی خودتان به من عطا و بخشش كنید. ایشان فرمودند: این اندازه برای من مقدور نخواهد شد. او گفت: پس به اندازه مروت من عطا كن. حضرت فرمودند: این مقدار ممكن می‌شود پس از این جریان به غلام خودشان دستور دادند تا مبلغ 200 اشرفی به او بدهند.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 49، ص100)

علاوه بر نیازمندان، سخاوت امام رضا علیه السلام شامل حال شاعران و دوستداران تواضع امام رضا چنان زیاد بود كه زمانی كه برای آن حضرت غذا می‌آوردند.

ایشان غلامان و خادمان و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره می‌نشاندند و با آنها غذا می‌خوردند. همچنین نقل شده زمانی كه آن حضرت تنها می‌شدند همه خادمان و غلامان خوشان را از كوچك و بزرگ جمع می‌كردند و با آنان سخن می‌گفتند و با آنها انس می‌گرفتند به طوری كه غلامان آن حضرت هیچ ترسی از ارباب و مولای خود نداشتند.(محمد امین، سیره معصومان، علی حجتی كرمانی، ص 149)

تواضع امام به اندازه‌ای بود كه بعضی مواقع مردم ایشان را نمی‌شناختند و از افراد معمولی تمییز نمی‌دادند. نقل شده است كه روزی ایشان وارد حمامی می‌شوند مردی آن جا بود كه ایشان را نمی‌شناخت به امام می‌گوید بیا مرا مشت و مال بده. حضرت شروع به مالیدن دست و پای او كردند زمانی كه ایشان را شناخت عذر خواهی كرد ولی امام او را دلداری دادند.(محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 49 ، ص 99، محمدجواد، فضل الله، تحلیل از زندگی امام رضا علیه‌السلام، ص 43)

ادب و تواضع امام رضا علیه السلام نسبت به دیگران به اندازه‌ای بود كه اگر فردی بر امام وارد می‌شد ایشان به خاطر احترام گذاشتن به آن فرد از جایشان برمی‌خاستند و او را در مناسبت‌ترین مكان‌ها جا می‌دادند.(محمدجواد فضل الله، تحلیلی از زندگانی اما م رضا علیه السلام، ص 45)

ایشان در جایی كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگ‌ترین گذشت‌ها، عالی‌ترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی كامل و نمونه است كه هیچ علاقه‌ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.

اگر فردی حتی كوچك‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می‌داد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا می‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می‌كردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌كردند مشكل آنان را حل كنند. زیاد بودند افرادی كه در سایه یاری رسانی‌های امام علیه السلام به خیری دست یافتند.

تسلیت سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت کریم اهل بیت (ع) امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام

فرارسیدن ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) و شهادت غریبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد.

  وفات جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الأنبیاء محمد بن عبدالله(ص) در 28 صفر سال 11 هجری در سن 63 سالگی بوده است.رسول گرامی و اهل بیت وی، مظهر تامّ اسمای الهی و آیینه تمام نمای صفات جمال و جلال حقّ اند. آنان، پیشوایان بشر به سوی فضایل و ارزش های متعالی انسانی و الهی اند و آشنایی با ابعاد گوناگون شخصیت و زندگی این رهبران الهی، بهترین توشه سالکان راه حقیقت و پاکبازان طریقِ سعادت و کمال است.

  زندگی پیامبر اسلام و ائمه هدی(علیهم السلام) داستان انسان های پاک و به کمال رسیده ای است که برای هر پوینده ای، راهی هموار و مستقیم به سوی حقیقت را نشان می دهد، و زندگی پرفراز و نشیب و سراسر صلابت و جاودانگی آنان، می تواند همه ابعاد و شئون مختلف حیات انسان کامل را تأمین نماید.

  این روزها ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) است که بنای ستم و بیدادی را که بر فرزند آدم می‌رفت برانداخت و نوای خوش قسط و عدل را در جهان طنین‌‌افکن‌ ساخت؛ بزرگمردی که در پیشگاه انسانیت، سرود توحید سر داد. با ظهورش پابرهنگان و آنانکه اربابان بیداد به استضعافشان کشانده‌ بودند، گوهر آزادگی و حریت را در آغوش کشیدند. او از جهان رفته است اما دیری نخواهد پایید که واپسین حجت توحید بر انسان عرضه می‌گردد تا مومنان آفاق در پرتو خورشید اسلام، شاهد غروب بتان باشند. در چهاردهمین قرن از ظهور حضرت محمد مصطفی(ص) که جهان بشری پرشور و شرتر از پیش گردیده، ندای بلند توحید که از گلوی پاک آخرین پیامبر خدا برخاست هنوز در پهنه کره‌ خاکی طنین‌انداز است و امت او در روز وفاتش پیام وحدت خویش را در مأذنه‌های رفیع و شکوهمند اسلام به گوش جهانیان می‌رسانند.

  این ایام همچنین سالروز شهادت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) در روز 28 صفر است که در روزهای طوفانی صدر اسلام همچون بازویی پرتوان در کنار پدر بزرگوارش و نیز در دوران زمامداری کوتاه خودش از کیان اسلام و مسلمین دفاع کرد ولی نیرنگ منافقان و دشمنان اسلام که لباس دوستی دین و امارت مسلمین را به دروغ بر تن کرده بودند، از کاسه زهرآگین دشمن خانگی بیرون آمد و دومین شهید امامت به جهان اسلام تقدیم شد.

  همچنین در ایام غمبارِ سالگرد شهادت غریبانه و مظلومانه امام علی بن موسی الرضا(ع)، آن امام همام را اینگونه خطاب قرار می‌دهیم که ای امامِ غریب! ای قبله‌یِ آمالِ مشتاقان خوشنودی و رضا! هنگامی که نقشِ گنبدِ پر نورِ تو در پرده‌یِ چشمانمان می‌افتد، آمیزه‌ای از احساس تعالی و شکوه در قلب‌‌هایمان می‌نشیند. نقشی که محبت و دوستیِ تو را پیوسته در رگانمان به دوردست‌ترین منافذِ جسم و جان می‌رساند و حاصل این پیوند چیزی نیست جز فروزان‌تر شدن ِآتشِ عشقِ ولایتِ تو که به مثابه‌ی میراثی پرارج در سینه‌هایمان جاوید شده ‌است.

فتوّت و جوانمردی امام حسن مجتبی (ع)

از جمله کارها و اقدامات مهم امام حسن مجتبی (ع) در راستای خدمت رسانی به جامعه ی اسلامی، رسیدگی به مشکلات نیازمندان بود. در حقیقت بخشش و کرم ، از ویژگی های خاندان رسالت است.

آن ها همواره با ایثار دارایی ها و امکاناتی که در اختیار داشته اند، گره گشای مشکل های مردم بوده اند. به همین دلیل امام حسن (ع) مردی بخشنده و به کریم اهل بیت (ع) مشهور بود ؛ به طوری که درباره ی او داستان های زیادی نقل کرده اند. جوانمردی اهل بیت علیهم السلام تا آن اندازه بود که علاوه بر پیروان خود ، حتی به محرومان و نیازمندان مخالف خود نیز کمک می کردند. به عنوان نمونه در مناقبِ ابن شهر آشوب آمده است: «مردی شامی که در اثر تبلیغات معاویه، دشمن اهل بیت (ع) بود، در مدینه امام مجتبی (ع) را دید و شروع کرد به ناسزاگویی و لعنت و ... آن حضرت نیز هیچ نمی گفت. سخنانش که تمام شد حضرت رو به او کرد، سلام داد و لبخند زد و فرمود: گویا غریب هستی، اگر از ما چیزی بخواهی می دهیم و اگر راهنمایی بخواهی، رهنمون می شویم و اگر بخواهی بارت را به مقصد می رسانیم. اگر گرسنه ای، سیرت می کنیم و اگر برهنه ای، تو را می پوشانیم و اگر نیازمندی بی نیازت می کنیم. اگر رانده شده و بی پناهی، پناهت می دهیم، اگر حاجتی داری بر می آوریم، اگر به منزل ما بیایی، تا وقتی که بخواهی بروی، مهمانت می کنیم و ...مرد شامی که این سخنان را شنید و این برخورد را دید، گریست، و گفت: شهادت می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد. تو و پدرت در نظر من منفور ترین اشخاص بودید، اما اینک تو محبوب ترین فرد در نظر منی. آن گاه به خانه امام (ع) رفت و تا بود، مهمان او بود و از دوستداران اهل بیت (ع) گردید» (ابن شهر آشوب، ج 4/19). در حقیقت این معجزه ی رفتار کریمانه است که حتی دشمن را به دوست تبدیل می سازد.

شایان ذکر است که ائمه ی اطهار علیهم السلام برای مظاهر دنیوی از جمله مال و ثروت ارزش ذاتی قائل نبودند و سعی می کردند به حد اقل آن بسنده کنند و مازاد آن را در راه هایی که موجب خشنودی خداوند بود صرف کنند. یکی از این راه ها انفاق به افراد تهی دست و نیازمند می باشد. این سیاست خدا پسندانه ی مالی علاوه بر جنبه های معنوی و آثار اخروی، عامل مهمی در کاهش فقر و فاصله ی طبقاتی جامعه ی اسلامی و تألیف قلوب افراد و حفظ شخصیت و علاقه مند ساختن آنان به مکتب اهل بیت (ع) و جلوگیری از ارتباط گرفتن و نزدیک شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود. در پرتو برخورداری ائمه علیهم السلام از این خُلق نیکو، وجود آن بزرگواران پیوسته مایه ی امید و خانه شان نه تنها مرکز نشر دانش، بلکه پناهگاه افراد نیازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسان های مختلف به ویژه آنان که از راه دور آمده بودند، بود. این مسأله هم برای عموم مردم جا افتاده بود، به گونه ای که وقتی فرد نیازمند و درمانده ای را می دیدند او را به خانه ی امامان علیهم السلام راهنمایی می کردند و هم برای خود افراد درمانده، بدین معنی که به محض مواجه شدن با مشکلی مستقیماً سراغ خانه ی آن ها را می گرفتند زیرا آن ها در نهایت جوانمردی بودند. به طوری که در لحظه ای که به امام حسن (ع) خیانت کردند و طعام یا آبی زهر آلود به او نوشاندند، حاضر به معرفی عامل آن کار نشد. «آورده اند که چون امیرالمومنین حسن را زهر دادند و جگر وی پاره پاره می افتاد و برادرش حسین (ع) به بالین وی نشسته بود گفت ای برادر جان ما را بگوی که این کار را به تو که کرده است؟ تا سر وی از تن جدا کنم که به خاندان رسول الله چنین خیانت روا داشت. گفت یا حسین، من دعوی فتوّت می کنم اگر بگویم غمازی کرده باشم و آن گه از درجه ی فتوّت بیفتم. در وقت مرگ و فردای قیامت در روی پدر و جد خود چون نگاه کنم؟ » (افشاری و مداینی، 87). البته برای اطلاع درست از این ماجرا باید به کتاب های امامیه مراجعه کرد.

از صفات جوانمردی سفره نهادن و طعام دادن است و امام حسن بن علی (ع) چنین صفتی داشت. درباره ی طعام جوانمردان گفته اند: «طعام جوانمردان و سخاوتیان گوارنده و سودمند بود و خورنده را نوش، که می گوید ایشان چون طعام نهند به خوش دلی و طیب نفس نهند، پس خورنده را هَنِیئاً مَرِیئاً گفت و طعام بخیلان به خلاف این بود، ناگوار و ناسازگار که ایشان آنچه دهند به تکّلف دهند نه به طیب نفس، پس آن درد باشد نه درمان. مصطفی (ص) از این جا گفت: « طعام السخی دواء و طعام البخیل داء» (میبدی، ج 2/ 413).

همچنین نقل شده است: «روزی حسن (ع) بر گروهی مستمند گذشت و آنان پاره های نان را بر زمین نهاده و خود روی زمین نشسته بودند و می خوردند. چون او را دیدند، گفتند: ای پسر دختر رسول خدا! بیا با ما هم غذا شو. بی درنگ از مرکب فرود آمد و گفت: «خدا، متکبران را دوست ندارد» و با آنان به غذا خوردن مشغول شد، آنگاه آن ها را به میهمانی خود دعوت کرد و به آنان غذا و پوشاک داد (مجلسی، ج 43/ 319).

در فتوّت نامه ها دلالت هایی چون عدالت و انصاف را با تشبیهاتی به پیامبر اسلام و حضرت علی و امامان شیعه نسبت داده اند. از جمله میزان ترازو را به حضرت محمد (ص)، شاهین آن را به حضرت علی (ع) و کفه ی راست آن را به امام حسن مجتبی (ع) و کفه ی چپ آن را به امام حسین (ع) نسبت داده اند (همان، ص 171). همچنین در فتوّت نامه های اصناف، به نقش امام حسن (ع) در پوشاندن جامه و خرقه ی فتوّت به صاحبان برخی مشاغل اشاره شده است: «اما چنین روایت کرده اند که خواجه ی خباز در مطبخ امام حسن نان پزی می کرده است و شمس الدین سمرقندی شاگرد او بوده و نان پزی می کرده است و حضرت امام حسن خواجه ی خباز را میان بسته و شدش رسانید و خرقه ی کار و کسوتش حواله کرده تا بر اهل این طایفه واضح باشد» (همو، 163). در ایضاح بیشتر بحث باید گفت که سخنانی از امام حسن مجتبی (ع) در باب فتوّت و جوانمردی روایت شده است. به عنوان نمونه از امام حسن (ع) سؤال شد که مروّت چیست؟ آن حضرت فرمود: «عفاف در دین و حُسن تدبیر در معیشت و صبر بر حوادث تلخ زندگی» (مجلسی، ج 71/ 273). نیز گویند که امام حسن (ع) فرمود: «مروّت عفت است و خویشتن داری و بخشش کردن در حال توانگری و درویشی» (صراف، 204).

در جایی دیگر فرموده اند: «شح الرجل علي دينه و اصلاحه ماله و قيامه بالحقوق» یعنی حرص انسان در پاسداري از دين خويش و بخل در از دست دادن آن و تلاش براي اصلاح مال و ثروتش و قيام وي براي انجام حقوق است. همچنین از امام حسن (ع) نقل شده است: مروّت نگهداري دين، عزيز کردن نفس، نرمي در برخورد با زير دستان، تعهد و وجدان کاري، اداي حقوق، دوست داشتن مردم و مهرورزي نسبت به مردم است (مجلسی،  ج ۷۸/۱۰۹). در حديث ديگری امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: «المروءة العفاف و اصلاح المرء ماله» یعنی مروّت، عفاف و اصلاح کردن مال و ثروت است (مجلسی، ج ۷۸/۱۱۴). در اين چند حديث يازده صفت براي تبيين حقيقت مروّت و جوانمردی وجود دارد. با ملاحظه ی صفات مترادف و هم معني و عناوين مرتبط و ادغام آن ها، مي توان در مجموع «هشت صفت» اهل مروّت را شناخت:

1-     حفظ دين؛ یعنی دين خواهي و پاسداري از آن.

2-     اصلاح مال؛ یعنی کوشش در کسب رزق و لقمه ی حلال و پاک سازي ثروت و مال.

3-     اداي حقوق؛ یعنی رعایت حقوق عام و خاص به عبارت دیگر رعایت حق الله و حق الناس.

4-     عزت نفس؛ یعنی جهاد اکبر و غلبه بر هواي نفس.

5-     مدارا و ملاطفت؛ یعنی داشتن حُسن خُلق در ارتباطات با عموم مردم

6-     وجدان و تعهد کاري؛ یعنی التزام به انجام کارهاي خير و داشتن وجدان کاري.

7-     مهرورزي و دوستي با مردم؛ یعنی دوست داشتن مردم در زبان و عمل

8-     عفاف و عفت ورزي؛ یعنی توانايي غلبه بر شهوت و هواي نفس و باز داشتن خويش از کار زشت.

 اوصاف و لوازم مروّت در بيان امام حسن مجتبي (ع) قداست و لزوم آراستگي به جوانمردی را ياد آوري مي کند، خصلتي که در نزد مردم داراي جايگاه ارزشمندي است و در این زمینه پيامبر (ص) و امامان (ع) در عمل آراسته به ارکان جوانمردی و در خط مقدم فتوّت و مروّت در تاریخ اسلام بوده اند.

فتوّت و جوانمردی در سیره ی نبوی (ص)

پیامبر اکرم (ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب­های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش؛ سرانجام بنا بر نقل بیشتر مورخان در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت پس از چهارده روز بیماری و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.

خداوند متعال در قرآن کریم آن حضرت را به اخلاق حسنه و نرم خویی توصیه می کند و می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ». پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و براي آن ها آمرزش بخواه و در كار [ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏ كنندگان را دوست مى‏دارد (آل عمران، 159). بر همین اساس با مطالعه ی کتب سیره به نظر می رسد که پیامبر (ص) بیشترین ارزش و احترام را نسبت به خلق خدا روا می داشت. به طوری که در مناسبات اجتماعی با مردم بی پیرایه و بی تکلّف بود، مردم را احترام می کرد و شخصیت می داد. به آنان سلام می کرد و به عیادت مریض می رفت و جنازه را مشایعت می کرد و دعوت بردگان را اجابت می کرد و ذرّه ای تکبّر و اشرافیت در وجودش نبود و...

 امام علی (ع) در وصف آن حضرت فرموده اند: «پیامبر (ص) دنیا را کوچک می شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه می داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرّفی می فرمود. او می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر (ص) از جان و دل به دنیا پشت کرد و یاد آن را در دلش میراند. او دوست داشت زینت های دنیا از چشم او دور نگه داشته شود، تا از آن، لباس فاخری تهیّه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نکند». (نهج البلاغه، خطبه 109، ص 208). امام علی (ع) نزدیک ترین فرد به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است؛ چرا که از کودکی در دامان او تربیت شده و با تمام خصوصیت های روحی و ویژگی های اخلاقی او آشنا بوده؛ لذا آنچه را که درباره ی آن حضرت گفته از روی شناخت و درک حضوری و عینی بوده است.

فتوت و جوانمردی حضرت محمد (ص) :

زندگانی حضرت محمد (ص) سرشار از فتوّت و جوانمردی است؛ زیرا تکمیل همه نوع مکارم اخلاق به وسیله ی او صورت پذیرفته و آیه ی شریفه ی «إنَّکَ لَعلی خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم، آیه 4) و حدیث شریف نبوی: «إنّما بُعثتُ لاُتمِّمَ مَکارمَ الأخلاقِ» بهترین توصیف، جهت شناخت آن حضرت است. علامه ي طباطبايي مي نويسد: آيه ی «انک لعلي خُلق عظيم» اگرچه در ستايش از حُسن و بزرگي خُلق پيامبر (ص) است، به لحاظ سياق آيات پيشين و پسين، ناظر به اخلاق زيباي اجتماعي پيامبر (ص) است که در معاشرت و تعامل اجتماعي ظهور و عينيت يافته است. مانند ثبات بر حق، صبر در برابر اذيت هاي مردم، گذشت و اغماض از آن ها، رفق و مدارا و تواضع در برابر مردم. (الميزان، ج 19، ص 369). همچنین طبرسي مي نويسد: «و قيل الخلق العظيم الصبر علي الحق و سعه البذل و تدبير الامور علي مقتضي العقل بالصلاح و الرفق و المداراه و تحمل المکاره في الدعاء الي الله سبحانه و التجاوز و العفو...» (مجمع البيان، ج 10، ص 333). آن بزرگوار مکارم اخلاق را این گونه تفسیر کرده و فرموده است: «یا علی ثلاث من مکارم الاخلاق: تعطی من حرمک، و تصل من قطعک و تعفو عمن ظلمک». ای علی سه چیز از مکارم اخلاق است: دهش و عطا کنی به کسی که تو را محروم کرده و بپیوندی به کسی که از تو بریده، و در گذری از کسی که به تو ستم کرده (تفسیر کشف الاسرار، ج 5، ص 668).

خداوند متعال در قرآن کریم آن حضرت را به اخلاق حسنه و نرم خویی توصیه می کند و می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ». پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و براي آن ها آمرزش بخواه و در كار [ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد (آل عمران، 159). بر همین اساس با مطالعه ی کتب سیره به نظر می رسد که پیامبر (ص) بیشترین ارزش و احترام را نسبت به خلق خدا روا می داشت. به طوری که در مناسبات اجتماعی با مردم بی پیرایه و بی تکلّف بود، مردم را احترام می کرد و شخصیت می داد. به آنان سلام می کرد و به عیادت مریض می رفت و جنازه را مشایعت می کرد و دعوت بردگان را اجابت می کرد و ذرّه ای تکبّر و اشرافیت در وجودش نبود و...

 امام علی (ع) در وصف آن حضرت، فرموده اند: «پیامبر (ص) دنیا را کوچک می شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه می داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرّفی می فرمود. او می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر (ص) از جان و دل به دنیا پشت کرد و یاد آن را در دلش میراند. او دوست داشت زینت های دنیا از چشم او دور نگه داشته شود، تا از آن، لباس فاخری تهیّه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نکند». (نهج البلاغه، خطبه 109، ص 208). امام علی (ع) نزدیک ترین فرد به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است؛ چرا که از کودکی در دامان او تربیت شده و با تمام خصوصیت های روحی و ویژگی های اخلاقی او آشنا بوده؛ لذا آنچه را که درباره ی آن حضرت گفته از روی شناخت و درک حضوری و عینی بوده است.

فضایل اخلاقی پیامبر اسلام (ص) و نمونه هایی از فتوّت او در لابه لای کتاب های تاریخ و سیره آمده است و بر مبنای آن ها همان گونه که دیگر فرقه های اسلامی و نحله ها و جماعت های گوناگون، طریقت و برنامه خود را برگرفته از زندگانی پیامبر (ص) می دانند، جوانمردان هم مکتب خود را به آن حضرت استناد می دهند. شجاعت، سخاوت، مهمان نوازی، رفق، مدارا، مردم نوازی، عیب پوشی، عفو، بخشایش، اخلاص، دل سوزی، حمایت از مظلومان، مقاومت در برابر سفاکان، ترحم بر ضعیفان، اعانت بینوایان و امثال آن ها صفاتی است که جوانمردان، بسیار به آن علاقه داشته اند. روشن است که حضرت رسول (ص) همه ی این صفات را در حد اعلا داشته است؛ از همین رو طبیعی است که جوانمردان اعمال خود را به پیامبر اکرم (ص)، نسبت داده باشند. به عنوان نمونه میر سید علی همدانی صفات جوانمردان را بدین گونه بر می شمارد: «و چون ارباب فتوّت یکی را از اصحاب خود که متصف بود به کرم و سخاوت و عفت و امانت و شفقت و حلم و تواضع و تقوا او را اخی نام نهند و در مقام فتوّت به تربیت و تعلیم او را بر آستانه ی خدمت نصب کنند (فتوّت نامه، ص 343). جهت روشن شدن بیشتر بحث در اینجا به بیان دو نمونه ی تاریخی درباره ی جوانمردی پیامبر (ص) پرداخته خواهد شد.

الف) پیامبر (ص) و حلف الفضول:

رسول خدا (ص) پیش از بعثت، در پیمانی عضو بود که عده ای از جوانمردان قریش برای دفاع از حقوق افتادگان و مظلومان بستند و به «حلف الفضول» معروف شد. این گروه، خود را ملزم و متعهد می دانستند که به استغاثه و استمدادهای بی پناهانی که به حق آن ها تجاوز می شد، پاسخ دهند. پیامبر خدا (ص) از این پیمان به عظمت و نیکی و با افتخار یاد می کرد و هرگز حاضر نبود به هیچ قیمت آن را بشکند (ابن هشام، ج 1، ص 142 و یعقوبی، ج 1، ص 372 و مقدسی، ج 2، ص 646).

ب) پیامبر (ص) و عفو عمومی هنگام فتح مکه:

در سال فتح مکه خود مشرکان به دلیل آزار و اذیت های فراوان آن حضرت و یارانش، انتظار هر گونه انتقام جویی می دیدند، اما رسول خدا (ص) با کرم و بزرگواری همه را بخشود و با جمله «اِذهَبوا فانتُمُ الطُّلَقاء» همه را عفو کرد و گفت: فانی اقول لکم کما قال اخی یوسف: قال لا تَثریبَ علیکمُ الیومَ؛ پس هم اکنون به شما چنان می گویم که برادرم یوسف گفت: امروز سرزنش بر شما نیست (مغازی واقدی، ج 2، ص 835 و یعقوبی، ج 1، ص 420). آن حضرت با این کار آب عفو و گذشت بر آتش کینه ها ریخت و این گونه برخورد با دشمن نیز، نشان از روحیه ی والای او بود. شایان ذکر است که پاره ای از اقوال حضرت رسول (ص) که در بسیاری از کتاب های فتوّت وتصوّف آمده است در سیره ها و متون معروف حدیث دیده نمی شوند ولی چون اکثر صوفیه و اصحاب فتوّت، آن ها را مقبول انگاشته اند به نقل آن پرداخته اند. به نظر می رسد در یک نگاه کلی، روایات مربوط به فتوّت و منسوب به پیامبر (ص) دو دسته اند: 1- تعدادی از آن ها به صورت اخباری درباره ی منشاء فتوّت در فتوّت نامه ها آمده است. 2- تعدادی از زبان دیگران ولی به نقل از پیامبر (ص) وارد شده اند. در اینجا به برخی از آن ها به عنوان نمونه پرداخته خواهد شد.

ابن عباس از پیامبر گرامی اسلام روایت کرده است که فرمودند: «جوانمردی از جود حق تعالی است، پس جوانمردی کنید تا حق تعالی برای شما جوانمردی فرماید؛ بدانید که حق تعالی جود را بیافرید و آن را بر صورت مردی کرد و سر او را در اصل شجره ی طوبی راسخ گردانید و شاخه های آن را به شاخه های سدرة المنتهی استوار کرد و بعضی شاخه های آن را به دنیا فرو گذاشت. پس هر که به شاخی از آن آویزد، او را به بهشت برد. بدانید که سخا از ایمان است و ایمان در بهشت است؛ و بخل را از دشمنایگی خود آفرید و سر آن را در اصل شجره ی زَقّوم راسخ گردانید و بعضی شاخه های آن به دنیا گذاشت. پس هر که در شاخی از آن بیاویزد، او را به آتش برد؛ بدانید که بخل از کفر است و کفر در آتش است» (غزالی، احیاء علوم دین، ج 3، صص 531-532). غزالی همچنین آورده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بهشت خانه ی جوانمردان است» (همان، ص 514). شیخ صدوق در حديثي از امام صادق (ص) به نقل از پیامبر (ص) درباره ي کلمه ي فتي چنين مي نويسد: «يک نفر (اعرابي) نزد رسول خدا (ص) در حالي که يک عباء رنگين (زبيا) پوشيده بود آمد. اعرابي با ديدن چنين پوشش زيبايي که به نظر او مخصوص جوانان به حساب مي آمد، عرضه داشت: «يا محمد لقد خرجت الي، کأنک فتي» يعني اي محمد شما در حالي به طرف من آمديد که گوئي يک انسان جوان (جوانمرد) هستيد؟ فرمود: «نعم يا أعرابي أنا الفتي، ابن الفتي، اخ الفتي» بله، اعرابي، من خودم جوانمرد آزاده ام، پسر جوانمرد آزاده ام، و برادر جوانمرد آزاده ام. عرضه داشت: يا محمد! اين که خودتان جوانمرد و آزاده ايد درست و صحيح است اما چگونه فرزند فتي و برادر فتي هستيد؟ فرمود: آيا نشنيده اي قول خداي تعالي را که مي فرمايد: «قالوا سمعنا فتي يذکرهم يقال له ابراهيم». من فرزند ابراهيم (ع) هستم و ابراهيم جوانمرد بود. اما اينکه گفتم من برادر جوانمردم، براي اين است که: در روز جنگ احد، منادي از آسمان ندا در دارد «لا سيف الا ذوالفقار، و لا فتي الا علي» شمشيري نيست جز ذوالفقار و جوانمردي نيست جز علي، پس علي برادر من است و من برادر علي (ع) هستم (صدوق، معاني الأخبار، ص 118).

پیامبر اسلام (ص) به امام علی (ع) می گویند: «ای علی! جوان مرد، راستگوی بُوَد. وفادار و امانت گزار و رحیم دل، درویش دار و پرعطا، مهمان نواز و نیکوکار است» (تفسیر کشف الاسرار، ج 5، ص 668). در کتاب «عیون الاخبار» آمده است که مردی از بنی مُجاشِع از پیامبر (ص) پرسید که آیا من برتر قوم خود نیستم؟ و پیامبر (ص) فرمود: «اگر صاحب عقل باشی صاحب فضلی و اگر دارای اخلاق نکو بودی، دارای مروّت هستی» (ابن قتیبه دینوری، عیون الأخبار، ج 1، ص 296). همچنین حدیثی به نقل از «فضیل بن عیاض» (متوفی 187 ه) در کتاب «الفتوّة» ابن معمار حنبلی آمده است که پیامبر (ص) از آمدن زمانی خبر می دهد که فتوّت در آن معدوم و مروّت در نقصان و اخلاق در تنگناست. زمانی مرد به مرد می پردازد و زن به زن و آن زمانی است که باید انتظار عذاب در صبحگاهان و شامگاهان داشت (ابن معمار حنبلی، کتاب الفتوة، ص 146). ابن معمار همچنین حدیثی از امام صادق (ع) نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر (ص) فرموده اند که «پیامبر (ص) فرمود: همانا فتیان امت من را ده علامت و نشان است؛ راست گویی، وفای به عهد، ادای امانت، ترک دروغ گویی، رحم آوردن بر یتیم، بخشش بر سائل، بذل موجود، نیکی کردن و مهمان نوازی می باشند و در رأس این صفات حیا قرار دارد» (همان، ص 147). از دیدگاه پیامبر گرامی اسلام و قرآن مجید ریشه ی اصلی فتوّت و مروّت همان دوری کردن از گناه، زشتی، پستی و متصف بودن به صفات نیک الهی و معنوی می باشد. ایشان فرموده اند: «ان حسب المرء دینه و خلقه و اصله عقله» یعنی حسب مرد تنها دین او و صفات نیک نفس او و اصل و نسب او نیز عقل او می باشد (بحار الأنوار، ج 70، ص 289). بدیهی است کسانی که چنین حالت روحی مصونیت از گناه و اراده ی کسب صفات نیکو را داشته باشند در زندگی دنیایی خویش نیز انسان معتدل در تمام شئون زندگی خود بوده، حال اعتدال را در هر حال حفظ می کند، در دین خود عفاف و در معیشت خود حسن تقدیر و در برابر مصائب نیز صبر و شکیبایی از خود بروز می دهد. همچنین رسول گرامی اسلام (ص) فرموده است: «شش چیز از نشانه های مروّت است. سه تای آن در حَضَر و سه تای دیگر در سفر است. اما آن سه که در حَضَر است: تلاوت قرآن، ساختن مسجد و دوست گرفتن در راه خدای متعال است و سه تای دیگر که در سفر است عبارت اند از: بذل و بخشش زاد و توشه، حُسن خلق و مزاح و شوخی در اموری که گناه محسوب نمی شود» (ابن معمار، فتوت نامه، ص 149).همچنین در کتاب «العقد الفرید» در تعریف مروّت از زبان پیامبر (ص) آمده است که دین بدون مروّت کامل نیست (ابن عبدربه، العقد الفرید، ج 2، ص 40).

از جمله مهم ترین صفاتی که جوانمرد به آن آراسته است سخاوت است. در میان آدمیان کسانی اند که جان می دهند اما نان نمی دهند و قدمی بی منّ و اذی بر نمی دارند. در مقابل کسانی هستند که صاحب سخاوت اند و پیامبر اسلام آن ها را چنین می ستاید: لَجاهلُ سخیُ اَحَبُ الی مِن عابدٍ بَخیل، نادان بخشنده در نزد من گرامی تر از عابد بخیل است (کاشانی، تحفه الاخوان فی خصایص الفتیان، ص 23). میر سید علی همدانی می نویسد: «رسول (ص) فرمود که خلق، همه عیالان خدای اند و دوست ترین همه نزد حق تعالی آن کسی است که منفعت به عیالان او بیشتر رساند» (فتوّت نامه، ص 349). در فتوّت نامه ی میرزا عبدالعظیم خان قریب آمده است: «نقل است از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) که از رسول خدا (ص) شنیدم که فردای قیامت جماعتی که به اسمِ فتوّت مخصوص شده اند، دو گروه باشند: فتوّت دارانِ ثابت قدم و صادق القول که ایشان راهِ ایزد تبارک و تعالی به راستی رفته باشند و از آنچه مکروه است، اجتناب کرده و قدم صدق را ثابت داشته اند. چون صور دمیده شود، بر سرِ تربتِ هر یکی گروهی از فرشتگان حاضر باشند و حُلّه ها از نور و بُراق ها گرفته، چون از گور برخیزند، فرشتگان سلام کنند و حلّه در پوشانند و بر بُراق سوار کنند، به زیر عَلَمِ ابراهیم (ع) و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) بَرند. (چهارده رساله در باب فتوّت و اصناف، ص 53). کوتاه سخن آن که آن حضرت در میان جوانمردان، سید الفتیان است و آنچه در اینجا از فتوّت و جوانمردی پیامبر (ص) ذکر گردید تنها قطره ای از سخنان و سنت آن حضرت بود که در اندیشه و عمل اهل فتی تأثیر گذاشته است. به طوری که بعد از آن حضرت، شاگرد مکتب و تربیت یافته ی ایشان یعنی امام علی (ع) و دیگر ائمه ی اطهار (ع) نیز سرآمد فتیان و جوانمردان روزگار خود شدند.